السيد الطباطبائي

22

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

ششم ايشان كه آقا ميرزا محمّد على قاضى است قاضىالقضات خطّه آذربايجان بوده ؛ و تمام آن ناحيه در تحت نفوذ علمى و فقهى و قضائى ايشان بوده است ؛ و روى همين جهت به قاضى ملقّب ؛ و اين لقب از آن زمان در اولاد و احفاد ايشان مانده است . علّامه طباطبائى در سنّ پنج سالگى مادرشان ؛ و در سن نه سالگى پدرشان بدرود حيات مىگويند ؛ و از آنها اولادى جز ايشان و برادر كوچكتر از ايشان بنام سيّد محمّد حسن كسى ديگر باقى نمىماند . وصّى مرحوم پدر براى آنكه زندگى ايشان متلاشى نگردد وضع آنها را به همان نحوهء سابق سامان مىدهد ؛ و براى آنها يك خادم و يك خادمه معيّن ؛ و پيوسته در امر ايشان مراقبت و نظارت مىنمايد ، تا اين دو كودك كم‌كم رشد و تعليمات ابتدائيّه را به پايان مىرسانند و دروس مقدّماتى را نيز در تبريز به پايان مىبرند ؛ و در تعليم خطّ هر دو برادر مقام شيوائى را حائز مىگردند . مرحوم استاد مىفرمودند : روزهاى بسيار با برادر از تبريز بيرون مىآمديم و در دامنهء كوهها و تپّه‌هاى سرسبز اطراف ، از صبح تا بغروب به نوشتن خطّ مشغول مىشديم ؛ و سپس با هم بنجف اشرف مشرّف شديم . در تمام مراحل و طىّ منازل علمى و عملى ، اين دو برادر با هم بوده و چنان رفيق و شفيق و در سرّاء و ضرّاء با يكديگر پيوسته بودند كه گوئى حقّا يك جان در دو قالبند . آيت اللّه حاج سيّد محمّد حسن طباطبائى الهى من جميع الجهات مشابه و مماثل استاد ما حضرت علّامه بودند ؛ و در سبك و روش ، وسعهء صدر و همّت عالى و زندگانى عارفانه و زاهدانه بالمعنى الحقيقى ، و دورى از ابناء زمان و اهل دنيا و توأم با تفكّر و تأمّل و ادراك و بصيرت ، و ربط با حضرت احديّت ، و انس و الفت در زواياى خلوت ؛ و از طرفى قدرت وسيع فكرى و شيفتگى بشرع مطهّر ، و خاندان عصمت و ايثار و از خودگذشتگى در خطّ مشى آنان و اعلاء كلمهء حقّ ؛ و خدمت به ابناء نوع از فقراء و مستضعفان ، نمونهء بارز و در خطهء تبريز و آذربايجان معروف و مشهور ؛ و در بين اهالى آن خطّه به قداست و طهارت زبانزد خاصّ و عامّ بوده‌اند . و حقّا دربارهء اين دو برادر چقدر مناسب و زيباست اشعارى را كه ابو العلاء معرّى دربارهء سيّد مرتضى و سيّد رضىّ در قصيدهء طويله‌اى كه در مرثيهء پدرشان سروده است ؛ انشاء نموده ؛ آنجا كه گويد :